یاد یاران

خوش آمدید ،خوش آمدید ای قاصدان رهایی و استقامت و ای سبک باران عاشق ،ای راست قامتان عرصه نبرد،ای در خون خفتگان عرصه سر افرازی ،آری هر آن کس که می خواهد شاهد و استنادی از مقاومت و ایثار در بیان گفتار خویش بیابد شاهدی و مستندی گویاتر و عینی تر از قامت رسای شما نخواهد یافت.خبر ورود پیکرهای مطهر175 شهید غواص عملیات کربلای 4 برای ملت سر افراز ایران اسلامی همچون تمام شهدای عرصه نبرد حق علیه باطل احساسی از غرور توام با بغضی به درازای تاریخ سراسر حماسه ی این مرز و بوم را به همراه خود دارد.تاریخی که پر از وجود راد مردانی است که برگ برگ آن را با آیین شهامت و جوانمردی و رشادت نگاشته و در پایان با خون خویش امضا کرده اند. اما حکایت و شکوه ایثار و شرح دلیری و حماسه سازی این کبوتران عاشق برای حقیر و تمام کسانی که در آن شب عملیات شاهد عینی ماجرا بوده ایم و حال با شرمندگی و خجلت از رزم ناتمام خویش با چشمانی اشکبار و غروری ناشی از یورش بی باکانه ی همرزمان شهید مان بازگشت ظفرمندانه ی پیکرهای زمینی و روح آسمانی این عزیزان را به نظاره نشسته ایم ،به گونه و حکایت دیگری است. آری در شب عملیات بنده  جمعی گردان خط شکن محبین از لشگر همیشه سر افراز 57 حضرت ابوالفضل لرستان بودم. منطقه عملیاتی ما روی جزیره ام الرصاص از ابتدا تا انتها و از آنجا در مسیر رفتن به سمت پتروشیمی بصره بود. و در این محور علیرغم آتش سنگین دشمن با تلاش بسیار و در نبردهایی که گاه به شکل تن به تن انجام می شد توانستیم تا انتهای کانالی که با استحکامات بسیار سخت از جمله بتون آرمه و موانع ایزایی طراحی شده بود پیشروی کنیم . و در شرایطی که تا ساعت 4 صبح تصور می کردیم عملیات با پیروزی ما و شکست کامل دشمن همراه شده،اما ناگهان صدایی از پشت بی سیم تمام امید های ما را به یک کابوس مبدل کرد. و آن این صدا بود که به حاج نوری(فرمانده لشگر) ((بگونیروهایت را بکش عقب)) و از اینجا بود که متوجه شدیم نیروهای آبی-خاکی سایر لشگرهایی که به دریاچه ماهی و سایر موانع آبی زده بودند کمین خورده و نتوانسته اند از آب عبور کنند. البته ماجراهای بسیاری در آن شب عملیات بر ما گذشت و هر کسی تحلیلی و روایتی از لو رفتن عملیات داشت تا اینکه بعدها در خاطرات افسران بعثی به اصل ماجرا که جاسوسی آواکس های امریکایی و سیستم های راداری فوق پیشرفته آمریکاییها و نیز خیانت ستون پنجم اعتراف شد تا یک بار دیگر مهر تاییدی بر زبون بودن دشمن و دریوزگی رژیم بعث صدامی که آمده بود فتح سه روزه را جشن بگیرد و شکست ناپذیری دلیر مردان این مرز و بوم زده شود. این شد که هرچند به ظاهر عملیات کربلای 4 در رسیدن به اهداف خود و تصرف مواضع دشمن ناموفق بود لیکن با تدبیر حضرت امام فرماندهی کل قوا و رشادت همرزمان خلف شهدای این عملیات به فاصله ی کوتاهی در عملیات ظفرمندانه ی کربلای5 شیران عرصه ی نبرد با هجوم برق آسا به مواضع دشمن زبون به تلافی خونهای غواصان شهید و همرزمان سفر کرده به دیار معبود، چنان ضربه ای بر پیکر بی رمق دشمن وارد کردند که تا پایان جنگ به محاقی غیر قابل بازگشت فرو رفت و زان پس با تغییر تاکتیک برای نجات از گرداب خود ساخته با توسل به نفوذ حامیان و اربابان خود در مجامع بین المللی به حربه ی صلح متوسل شدند . و اما امروز بر این باورم و این نه تنها اعتقاد حقیر بلکه اعتراف هر فرد منصفی است که لحظه لحظه های آسایش و امنیت ما وارثین صاحبان آن خونهای پاک چیزی جز میراث خواری ارث بجای مانده ی آن دلیر مردان رزم بی امان با دشمن نیست. و فراموش نکنیم اگر آب زلال دریاچه ی ماهی باخون شهدای غواص رنگین نمی شد امروز ما شاهد غرش این همه هواپیمای مسافری در آسمان آبی و امن ایران همیشه سر افراز نبودیم پس با خدای خود عهد کنیم که هیچگاه از وظیفه ای که بعد از شهدا و امام شهدا داریم غافل نشده و همراه و همگام با رهبر فرزانه انقلاب و قافله سالار این مسیر در راه رسیدن به قله های افتخار مصمم و با صلابت طی طریق کنیم و نه از رهبر انقلاب عبور کرده و نه اینکه پس بیافتیم و این است راز ماندن در مسیر امام و شهدا و بس.نکند فردای قیامت شرمنده شهدا شویم. 

شرمنده ای جامانده از قافله ی شهدای کربلای 4

/ 0 نظر / 8 بازدید